هر نیمه شب
هر نیمه شب ،
کلمات تودر پاشویه چشمان من آب تنی می کنند . . . . .
کاش هنوز هم تابستان ،
شمع دانی های همسایه بود ،
که رنگ به رنگ می شدند از عاشقانه های ساده اما نو . . . . .
ما که تمام آسمان راپرستو می پوشیدیم ،
حالا تو نیستی . . . . .
و کنار بال پروانه ها ،
بهار من ،
روبان سیاه زده است . . . . .
تو نیستی و من ،
همیشه بهاری تمام شده ام ،
برای باغچه کوچک دل . . . . .
کلمات تودر پاشویه چشمان من آب تنی می کنند . . . . .
کاش هنوز هم تابستان ،
شمع دانی های همسایه بود ،
که رنگ به رنگ می شدند از عاشقانه های ساده اما نو . . . . .
ما که تمام آسمان راپرستو می پوشیدیم ،
حالا تو نیستی . . . . .
و کنار بال پروانه ها ،
بهار من ،
روبان سیاه زده است . . . . .
تو نیستی و من ،
همیشه بهاری تمام شده ام ،
برای باغچه کوچک دل . . . . .
- ۱.۸k
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط