{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عقل کمتر ، زور بیشتر !

عقل کمتر ، زور بیشتر !

پادشاهی به شکار می رفت . در همین بین دیوانه ای را دید که کودکان اطرافش را گرفته اند و با او تفریح می کنند . آن دیوانه هم یکی را سنگ می زند ، دیگری را ناسزا می گوید . پادشاه فرستاد آن دیوانه را آوردند. او را با خود همراه نموده و مسافتی را طی نمود . در همان اثناء سوالاتی از او می نمود . دیوانه هم به تمام آن سوالات پاسخ های عاقلانه می داد. شاه که از این قضیه بسیار تعجب کرده بود از او پرسید :
" این چه جهت دارد که با من مثل سایر مردم رفتار نمی کنی ؟ "
دیوانه گفت :
" قربان ! جهتش این است که شما عقلت از من کمتر است و زورت از من زیادتر . می ترسم یک موقع غضبناک شوی و آنگاه فرمان کشتن من را بدهی . از این جهت ناچارم با تو مدارا کنم . "  😆
دیدگاه ها (۰)

وسعت شخصیت هر فرد توسط بزرگی مشکلی که می‌تواند او را از حالت...

در زندگی به همه اینها نیازمندیم:غم لازمه که شادیو بفهمیسر و ...

بزرگترین خیانتی که یک انسان می تواند در حق خودش بکند، ترس از...

❣اصلا به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنندحتی بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط