{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید را از نجاری آموختم،

امید را از نجاری آموختم،
که مغازه اش سوخت،
ولی او با همان چوب های
سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد
دیدگاه ها (۹)

سخت ترین قسمت زندگی ، جائیه که ؛ بجای بزرگ شدن داریم پیر میش...

💕 ﷽💕 پیـر مـرد عصـا به دست گفت :مثل عصا باشهـزار بار زمین بخ...

بگذار بی مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم:که من در عشق،...

Part 30:....ALEXANDER:....داشتیم همینجوری می‌خندیدیم ،صاحب م...

مولانا چقدر قشنگ میگه:يک روز میرسه گل های کهگفتی باز نمیشه ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط