گفتم خدایا...
گفتم خدایا...
عاشقم کن!
خدا خندیدو گفت:اوکه باشد مرا از یاد میبری...
قسم خوردم که تا ابد در یادم میمانی
خدا او را به من داد و نظاره گر شد
دستانش راگرفتم...
خدا دلش لرزید!!!
بوسیدمشـــ خدا گریست!!!
درآغوش گرفتم....
خدا دورشد!!!
حالامن نه خدا را پیدا می کنم نه او را...
خدا در میان گناهانم گم شده!
و او در آغوش دیگری...
عاشقم کن!
خدا خندیدو گفت:اوکه باشد مرا از یاد میبری...
قسم خوردم که تا ابد در یادم میمانی
خدا او را به من داد و نظاره گر شد
دستانش راگرفتم...
خدا دلش لرزید!!!
بوسیدمشـــ خدا گریست!!!
درآغوش گرفتم....
خدا دورشد!!!
حالامن نه خدا را پیدا می کنم نه او را...
خدا در میان گناهانم گم شده!
و او در آغوش دیگری...
- ۶۸۲
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط