{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از ستاره ها دورتر نمی روم

از ستاره ها دورتر نمی روم
تو همین جا منتظر باش
به گنجشک ها گفته ام
هوای دلتنگی ات را داشته باشند
تا من برگردم
جایی میان همین ستاره ها
چشمه ای ست
پوشیده از علف های نقره ای
مگر تو نمی خواستی زیر نور ماه بنشینی
و درخت ها و گربه ها و شیروانی های نقره ای را
- تماشا کنی ؟
ماه ،
از آب همین چشمه نوشیده است
که این همه مهتابی ست
کنار پنجره منتظرم باش !


{ حافظ موسوی }
دیدگاه ها (۱۲)

همان نیما که میگفتش تو را من چشم در راهم شباهنگام نمی دانست ...

عشق مثل باد می مونه نمی تونی ببینیش ولی میتونی حسش کنی.........

ﺧﺪﺍﯾﺎ...ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺷﮑﺮ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺻﺒﺤﯽ...

آخرپاییزشد,همه دم میزنندازشمردن جوجه ها!!! اماتو بشمارتعداد ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط