به انسان بودنت شک کن اگر مستضعفی ديدی،
به انسان بودنت شک کن اگر مستضعفی ديدی،
ولی از نان امروزت به او چيزی نبخشيدی.
به انسان بودنت شک کن اگر چادر به سر داری،
ولی از زير آن چادر به يک ديوانه خنديدی.
به انسان بودنت شک کن اگر قاری قرآنی،
ولی در درکِ آياتش دچارِ شک و ترديدی.
به انسان بودنت شک کن اگر گفتی خدا ترسی،
ولی از ترس اموالت تمام شب نخوابيدی.
به انسان بودنت شک کن اگر هر ساله در حجّی،
ولی از حال همنوعت سوالی هم نپرسيدی.
به انسان بودنت شک کن اگر مرگِ مرا ديدی،
ولی قدرِ سَری سوزن ز جای خود نجنبيدی...
ولی از نان امروزت به او چيزی نبخشيدی.
به انسان بودنت شک کن اگر چادر به سر داری،
ولی از زير آن چادر به يک ديوانه خنديدی.
به انسان بودنت شک کن اگر قاری قرآنی،
ولی در درکِ آياتش دچارِ شک و ترديدی.
به انسان بودنت شک کن اگر گفتی خدا ترسی،
ولی از ترس اموالت تمام شب نخوابيدی.
به انسان بودنت شک کن اگر هر ساله در حجّی،
ولی از حال همنوعت سوالی هم نپرسيدی.
به انسان بودنت شک کن اگر مرگِ مرا ديدی،
ولی قدرِ سَری سوزن ز جای خود نجنبيدی...
- ۸۰۲
- ۲۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط