آدم موقعی که داره میره

آدم موقعی که داره می‌ره
فکر می‌کنه این یک عالمه نخی که بهش وصلن
طی این دور شدن‌هاش
بالاخره کش میان و پاره می‌شن
راستش اینه که بیشترشونم می‌شن
ولی یک‌جایی از مسیر
برمی‌گرده
می‌بینه دو سه تا نخی که مال دو سه تا آدم محکم زندگیشن... هنوز دارن مقاومت می‌کنن
دو سه تا نخ هستن که جدا نمی‌شن
که نمی‌خوان بریدن و رفتن رو باور کنن..........
دیدگاه ها (۱۷)

https://dl.asra-music14.com/a/persian%20music/album/Elissa/E...

‏برای عشق‌های تمام شده‏تنها یک‌ چیز می‌توان گفت‏و آن این‌که ...

می خواهم بروم دورخیلی دوریک جایی که خودم را فراموش بکنم .......

‏"آنجا یک قهوه خانه بوداما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط