{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک رازی‌ست

اشک رازی‌ست
لب‌خند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشک آن شب لب‌خند عشق‌ام بود
قصه نیستم که بگوئی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترک‌ام
مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم
<ما که فعلا تمامی زندگیمان شده دلار <>
دیدگاه ها (۲)

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندمو جای یک اصل را خالی یافتمو ا...

ادعای بی تفاوتی سخت استآن همنسبت به کسی کهزیباترین حس دنیا ر...

از خواندن شعر لذت ببریم ..بخاطر سنگفرشی که مرا به تو می رسان...

مرسی از حضور گرمتون .

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

انسان ها همه دنبال خوشبختی اند دنبال سعادت و آرامش دنبال اح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط