{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻫﻮﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﯿﺞ ﺷﻮﻡ ﺍﺯ ﺗــﻮ …
ﭼﻨﺎﻥ ﻣﺴﺖ ﺷﻮﯼ ﺍﺯ ﻣـﻦ
ﺯﻣﯿﻦ ﺳﺮﮔﯿﺠﻪ ﺑﮕﯿﺮﺩ …
ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ” ﻣـﺎ” ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯿﻢ
دیدگاه ها (۰)

وچهعطریبهتر ازرایحه ی ناب تنتکه به صبح دل منناب ترین ناب شدی...

دوستَش دارم ، دوستَم دارد ..وَ این عاشقانه ترینداستان کوتاه ...

تُ همان…عطر گل یاس و نسیم سحری…که‌ اگر صبح نباشی…نفسی در من ...

از وقتی دوست داشتنتدر رگ‌هایم جریان گرفتجورِ دیگر زنده‌ام، ا...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط