تو منو دوست داری ؟
تو منو دوست داری ؟
پارت ۶
ویو انیا
من توی ماشین منتظر دامیان که دیدم اومد سوار ماشین شد چون سمت خونه کمی پیچ داشت من میوفتادم توی بغل دامیان
انیا : ببخشید پسردوم🍅
دامیان : مشکلی نیست🍅🍎🍓🍒🌶
ذهن دامیان: ایکاش پیشم می موند دلم میخواست توی بغلم بمونه ولی..... چی نه من اون رو دوست ندارم اه🍓🍎
انیا ذهنشو خوند( گرمز شد گودو🍅)
دامیان : رسیدیم میتونی پیدا شیی
انیا : ممنون پسر دوم( گونه ی دامیانو میبوسه )
و دامیان🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🤣🤣
ویو انیا
رفتم توی خونه دیدم مامانی هست فقط
انیا : سلام انیا اومد خونه ، مامانی، بابایی و باند کجان ؟
یور: بابات با باند رفته ماموریت ( اینجا هویت همه رو میدونن بجز انیا )
انیا : باشه انیا لباسو عوض می کنه و میخوابه
یور : باشه ..... راستی انیا کی تو رو اورد؟؟ چون دیدم یک ماشین تو را پیاده کرد
انیا : اونه دامیانه رفتیم با بکی درس بخونیم خوابم برد......( توضیح داد که چه اتفاقی افتاد)
یور : پس پسر ملیندا تورو اورد خیلی خوب😊😊
بچه ها همنطور که گفتم باید ۲۰ تایی بشیم تا ۶ تا پارت دیگه بدم
اصکی❌
گزارش✔
پارت ۶
ویو انیا
من توی ماشین منتظر دامیان که دیدم اومد سوار ماشین شد چون سمت خونه کمی پیچ داشت من میوفتادم توی بغل دامیان
انیا : ببخشید پسردوم🍅
دامیان : مشکلی نیست🍅🍎🍓🍒🌶
ذهن دامیان: ایکاش پیشم می موند دلم میخواست توی بغلم بمونه ولی..... چی نه من اون رو دوست ندارم اه🍓🍎
انیا ذهنشو خوند( گرمز شد گودو🍅)
دامیان : رسیدیم میتونی پیدا شیی
انیا : ممنون پسر دوم( گونه ی دامیانو میبوسه )
و دامیان🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🤣🤣
ویو انیا
رفتم توی خونه دیدم مامانی هست فقط
انیا : سلام انیا اومد خونه ، مامانی، بابایی و باند کجان ؟
یور: بابات با باند رفته ماموریت ( اینجا هویت همه رو میدونن بجز انیا )
انیا : باشه انیا لباسو عوض می کنه و میخوابه
یور : باشه ..... راستی انیا کی تو رو اورد؟؟ چون دیدم یک ماشین تو را پیاده کرد
انیا : اونه دامیانه رفتیم با بکی درس بخونیم خوابم برد......( توضیح داد که چه اتفاقی افتاد)
یور : پس پسر ملیندا تورو اورد خیلی خوب😊😊
بچه ها همنطور که گفتم باید ۲۰ تایی بشیم تا ۶ تا پارت دیگه بدم
اصکی❌
گزارش✔
- ۲.۰k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط