{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

* چند پارتی*

* چند پارتی*
[علامت ها: ات + / جونگکوک ×]
+بریم بیرون؟
× بریم
هردو راه افتادن و یکم پیاده روی کردن و بعد جونگکوک پیشنهاد داد که برن و یه عصرونه توی دکه های کنار خیابان که وایب صميمي میده بخورن ، وقتی دچوارد دکه میشن جونگکوک مشغول صحبت با صاحب اونجا میکنه که یهو
+ آخخخ
جونگکوک با نگرانی چرخید و ات رو دید که میشود گرفته و نشسته روی زمین
× هی ات ...قشنگم چی شدی؟ دستت چی شد؟دردت گرفت ؟تروخدا گریه نکن فقط بهم بگو
+ جونگکوک ...هق...دستم خیلی درد میکنه..هق..خواستم صندلی رو بکشم عقب تا بشینم...هق که دستم...درد گرفت
جونگکوک با ملایمت اما وحشتی توصیف نشدنی دستشو گرفت و بررسی کرد کبودی خیلی بیشتر شده بود
× ات باید بریم بیمارستان خطرناکه ممکنه چیزه مهمی باشه باید بررسی بشه
+ نه کوکی...هق...تروخدا نمیخوام...
× هعی اروم باش نترس قول میدم از کنارت تکون نخورم عسلم تو فقط گریه نکن
جونگکوک بغلش کردو بردش بیمارستان و بعد از کلی معاینه مشخص شد دستش یکم خونریزی کرده اما با استراحت خوب میشه جونگکوک بعد از اون روز دیگه حتی نزاشت ات خودش تنهایی یه لیوان آب بخوره و بعد از ۳ ماه دستش خوب شد

[ پایان]
دیدگاه ها (۹)

سلام عشقولام چطورین؟ تا فردا شب درخواستی اگه دارین زیر همین ...

سلام پرنسسا چطورین؟ بچه ها چندپارتی ای که قرار شد توی چندرو...

سلام پرنسسا، من لارا هستم میتونین خاله لارا هم صدام کنید ، ت...

[ پارت دوم] ات با تعجب از روی مبل بلند شد و در رو باز کرد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط