{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازغریب وآشناترسیده ام

ازغریب وآشناترسیده ام
بامرام ومعرفت بیگانه ام
من به هرسازی که شدرقصیده ام
درزمستان سکوتم بارها
بانگاه سردتان لرزیده ام
ردپای مهربانی نیست،نیست
من تمامه کوچه هاراگردیده ام
سالها ازبس که خوشبین بوده ام
هرکلاغی راکبوتردیده ام
وزن احساسی شمارابارها
باترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام
مقصدمن ناکجای قصه هاست
ازتمام جاده ها پرسیده ام
میروم باواژه ها سرمی کنم
دامن از خاک شما پرچیده ام
من تمام گریه هایم راشبی
لابه لای واژه ها خندیده ام.....
دیدگاه ها (۵)

.

.

خخخخخ

بای تافردا ;-)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط