{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه در همین هین ها

خلاصه در همین هین ها
یا که در همین بگیر ببندها
ما یک دوستی پیدا کردیم🤷
بنام جوادتی😊
اونم دو رگه هستش
پدر عرب مادر بندر
یعنی کسیه که
من بهش اعتماد کردم
و یعنی می‌تونم اعتبار کنم
قرار با اون برم شیطونک بازار
تا گوشواره ها رو بفروشیم
آخه من کم روح تشریف دارم
نه؟🐒
دیدگاه ها (۰)

به خدا🙄☝️قسم،می ترسم خب!👀🐒

هیچی بابا چند ساعت پیش سرکار بودم🧎🧹یک چیزی مهم یادماومد🤷گفتم...

🕊️🍃

البته در آن زمان🤷ابرو کمان زیاد مد نبوده🥲فقط هرچه پیوسته تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط