گوشه ندارد که یک گوشه اش بنشینم

گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ
و نفسی تــازه کنمـــ …
گــرد گــرد استـــ
این زمین
ایــنــ روزگــــار
دیدگاه ها (۱)

نشستم ، خسته شدم ؛ دیگر قایق نمیسازم … پشت دریاها هر خبری که...

چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت ...

او هـــــم آدم اســـــت اگر دوســـــتت دارم هایت را نشـــــن...

دل آدم چه زود خر میشه! با یک 'دلخوشی' با یک ' هستم ' با یک '...

...خدایا شکرت؛ برای بارانی که فرستادیبرای این قطره های بهشتی...

رمان بلتیاس قسمت : سوم

عشق در مشروب 🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط