طنزتلنگر

#طنز_تلنگر
یه بنده خدایی تعریف می کرد:

بچه که بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به من بده" ریش سفید محل شنید، گفت: بچه جان، خدا که کارش دوچرخه دادن نیست، کار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن.

صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا کردم که خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش. ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست.

از آن روز دیگه من راهمو پیدا کردم. الان هم یه گوشه مملکت دارم خدمت می‌کنم، اول اختلاس میکنم و بعد نماز و نذری و توبه 😐 😂 😂

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🌿 ._ToOranG_.🌿
دیدگاه ها (۶)

من ؛، نه قصه عاشقانه‌ای می‌خواهم مانندخسرو و شیرین ..نه این‌...

فقط یه دختر میتونه با دل شکسته بازم آرزوی بودنتو بکنه ...🌿 ....

#حرم_حضرت_معصومه از وقتی سر کار میرم وقت نکردم برم زیارت ، ی...

وقتی داره واست حرف میزنه یجوری میخ شی رو لباش که جُفت چشماش ...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁴³موهای جیمین و بیشتر کشیدم و گفتم: هوییییی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط