{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نميدونم چرا هر دفعه ميرم كافه ملت يجورى نگام ميكنن.

نميدونم چرا هر دفعه ميرم كافه ملت يجورى نگام ميكنن.
( قهوه را در نعلبكى ريخته و فوت ميكند )

𝗔𝗠𝗜𝗥.♔.😞🍌به به
دیدگاه ها (۲۹)

یه دوستی دارم خیلی معتقده که اگه سیگارو با کبریت میخوای روشن...

ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺴﺮﺍ ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻣﻠﮕﯿﻪ؛ ﻫﻢ ﻗﯿﺎفشوﻥ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﻢ اینکه ه...

‏سر سفره بحث از خوش اشتها بودن من شد، گفتم من هرچی بذارن جلو...

انقد شارژ اضطراری گرفتی ایرانسل حکم جلبتو گرفتهبعد میای به د...

دوراهی عشق و نفرت p¹¹ا/ت:فكرم حسابى مشغول اون پسره بود خودمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط