قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم


تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم




حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و


من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم




تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی


من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم




قسمت این بود ، چرا از تو شکایت بکنم ؟!


یا در این قصه به دنبال مقصر باشم ؟!




شاید اینگونه خدا خواست مرا زجر دهد


تا برازنده ی اسم خوش عاشق باشم




دردم این است که باید پس از این قسمتها


سالها منتظر قسمت آخر باشم !!!
دیدگاه ها (۳)

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

برادر ناتنی

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصه ی پر حادثه ...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصــــه پر حاد...

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصــــه پر حا...

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشمتا در اين قصــــه پر حادث...

قسمت  اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصــــه پر حا...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصــــه پر حادث...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه پر حادثه ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط