{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی      
               فاضل نظری

#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق
دیدگاه ها (۵)

باز هَم . . .شَب شد و دلتنـگیِ ما . . .روشـن شد . . .#عاشقان...

هر چہ گشتم در بساطم شعر نیست!! ساده تر مے گویم امشب...شب بخی...

کاش میشد که در این قرن عجیبهمه بودند به خوش بویی سیبسیب یعنی...

رسالت من از عشق می آید تا در اتاق سایه روشنم گرفتار خودبینی ...

... - اونجایی که فاضل نظری میگه :‹ دوستت دارم و این قصه‌ی ه...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط