{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درکل همه انسانیم هیچ کس ز کس

درکل همه انسانیم هیچ کس ز کس
برتری نداره مثال اگر اون می‌تونه منم
میتونم و اگر من توانستم پس توهم
می توانی این به این در🤷
یادم میاد در یک محیطی شلوغی مشغول
کار هم مالی بودیم که وسط ما
همه نوع قشری بود حدودا مثل الان👇
تو بودی من بودم اون بود این بود
اونا بودن خلاصه همه بودن💁
اون زمان هنوز گوشی پیشرفت چشم گیری هم نداشت در اون زمان یه کم
ماهواره مد شده بود🐒
ولی آنچنان سرگرمی حساب نمی شد
که بگی این چیزها باعثش بود یا باشه😒
خلاصه بگذریم🚶
ما مثل الان همیشه باهمه کس نشستیم
گفتیم خندیدیم و کلی خاطر باهم ساختیم🫴
دقیقا همین های که امروز پوزشون کج
میکنند و محل ما و شما نمیذارند🧐
اون زمان هم می‌رفتن تو اتاق شون
و در هم می بستن نه سلامی بود و نه علیکی با بین مون😐
مثل بوکی که از دماغ فیل سور خورده و افتاده پایین بی محلی می کردن🥲
ولی ما چی؟🙃
از صبح تا پسین از شب تا صبح
گل می گفتیم و گل می شنیدیم👌
شوخی می کردیم و می خندیدیم
دقیقاً همان باهمه هم نشینی های ما
بود که امروز ما اینیم که می بینی🫶
ولی اونا چی هیچی🤷
و بخاطر همین که کسی رو آدم حساب نمی کردن امروز تو گویش و لهجه ای
خودشون هم مانده اند🐣
چه برسه بخان مثل ما و جای ما😏
تو خواب شاید🫡
دیدگاه ها (۲)

ما مثل آن دسته از بندگان خدا نبودیم🫴که بخواهیم دختر ندیدم و ...

خلاصه اش از هر جهت که نگاه کنی🐣ما باهم بله خب فرق داریم💁آخی ...

دلم گردیده از خون شدم ماننده مجنون چرا از شهر عشقت مرا تو کر...

کنون دلت را از من پس گرفتیتو بودی جستجویمدگر حرفی من همرایت ...

افسانه ی خون و گل قسمت ۲۳: ردِپایِ غریبههمزمان در گوشه‌ای د...

پارت ۱۲: سکوتِ قبل از طوفان(از دید: ات)تاریکیِ راهِ مخفی، بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط