{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تـو همـانی کهـ دلـم لـک زده لبـخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منـم آن شـاعر دلخـون کهـ فقـط خرج تـو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبـان کمـین کـردهـ عقـب می مانـد

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثـل آن خـواب بعـید اسـت ببیـند دیگـر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مـادرم بعـد تـو هـی حـال مـرا می پرسـد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عـشـق با اینـکهـ مرا تجزیهـ کردهـ است بهـ تو

به تو اصرار نکرده است فرایندش را

قلـب مـن موقـع اهـدا بهـ تو ایـراد نداشـت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حـفظ کـن این غـزلم را کهـ بهـ زودی شـاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

منـم آن شیـخ سیهـ روز کهـ در آخـر عـمر

لای موهای تو گم کرد #خداوندش را
دیدگاه ها (۱)

من عاشق مردی شده ام که بوی مردانگی اش غرور زنانه ام را دیوان...

آغوش تو تنها متعلق به من است..تاابد..من تمام آشفتگی هایم را....

مرد من ...مهربانم ...مخاطب عاشقانه های من ...زن نبوده ای که ...

❤ ❤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط