{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خونسردی گفتم برایم مهم نیست

با خونسردی گفتم برایم مهم نیست!
رفت که رفت …
نماند که نماند
نشد که نشد …
من اهل التماس نیستم
من فراموشش می کنم …
اصلا طوری فراموش می کنم انگار از اول نیامده بود …
من گفتم و تمام آنهایی که شنیدند
باورشان شد
اما قلبم ، در تمام مدت طوری می تپید که انگار دارم دروغ می گویم!
نمیدانم تکلیفم با قلبی
که نمی خواهد رفتن تو …
و حرف های مرا باور کند چیست …!!
دیدگاه ها (۰)

باور کن!تو را پنهان خواهم کرددر آنچه که نوشته‌امدر نقاشی‌ها ...

آمد نصیحتم کندکه بگوید ارزشش را نداردلیاقت ندارداین همه آدم ...

تو را دوست دارم ...مثل خوردنِ نانِ آغشته به نمک !مثل اینکه ب...

آدم ها برداشتشان از عشق و تعهد،هر لحظه کنار معشوق بودن است ....

اعتماد...

چندشاتی جونگکوک(پارت۵)

part.22.جونگ کوک گفت .. چیکارت کردم خودت بودی که گفتی برم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط