{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی سخته با رَگــــــ بُریده بنویسی،

خیلی سخته با رَگــــــ بُریده بنویسی،
از لکه های خُونِ روی کاغذ هم نترس...!
تَرس نداره که خُونِ!!!!
امشب هرچی زنگ زدم گوشیــــتو جواب ندادی...
میخواستم بگم میخواستم بگم ،
یادته اون روزا که تازه آشنا شده بودیم بغلت کردم...
درگوشِت گفتم
من زود وابسته میشم اگه یه روزی خدای نــکرده. . .
حرفمو قطع کردی و دست کشیدی رو ابروهام گفتی تا تهش هستم تهِ تهش. . .
بعد دوتایی باهم خندیدیم!
یادته گفتم یکی قبل تو تو زندگیم بود که همه چیزمو خراب کردو رفت!!!
بازم حرفمو قط کردی با اون چشمایِ درشتو نازت بهم چشم غُره رفتی گفتی
اه اه اه بدم میاد همش حرف از جدایی همش حرف از رفتن چیه شیطون چشت یکی دیگرو گرفته ها!؟!؟!
بعدش خندیدی ولی میخواستم بگم دیگه طاقت ندارم تورو از دست بدم بری میزنم...
قیدِ همچیرو میزنم...
آخ دیگه دستم توانِ نوشتن نداره...
فقط یه سوال: گفتی تا تهــــش هستم من الان تَهِ تَهَم تو کجایی؟!
دیدگاه ها (۳)

مواظب چشمم باش

شامگاه 6 اسفند سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی پذیرای کنسرت خ...

هانیه غلامیتو زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکنحتی سایه ات که...

هانیه غلامینیمه گمشده را بیخیال شو لطفا اگر سهم تو بود که ...

#novel_vampireات ...ته پس درست گفتمات میدونی چیه وقتی با تو ...

ارباب مرگ پارت ۹.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط