{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا ، برو

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا ، برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
دیدگاه ها (۱)

و من همه جهان را،در پیراهن گرم تو خلاصه می‌کنم...

خدایا در روزگار سرد میدانی دل من از چه سوخت هر که را در شهر ...

خوردیم چو گنجشک به دیوار بلورین؛پنداشته بودیم که این پنجره ب...

گل سرخ عزیز من به هر گلخانه ای باشی بدان رویای یک گلدان همیش...

گفتی ز سرت فکر مرا بیرون کنجانا سرم از فکر تو خالیست دلم را ...

مرا چشمیست خون‌افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

نیست خواب مراز آن شب چو نی ببینم ساقیکه سر نماند به کی سر بم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط