{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا چه میخواستم بگویم؟!

اصلا چه میخواستم بگویم؟!
یادم نیست...
حافظه ام را طوفانی ربوده با خودش...
و من سرگردان...
قدم در راهی بی پایان...
به سمت!؟
یادم نیست... هیچ چیز یادم نیست...
و این بزرگترین عارضه خستگی است...
دیدگاه ها (۱)

من هیچوقت دلم نخواسته از ایران بروم. خیلی ایران رو دوست دارم...

#جنوندیوانه ها آدم به آدم فرق دارند...

به مویی بند بود...موریانه های یأس پایه های ایمانش را خورده ب...

اصلا مگر قرار بود چه اتفاقی بیفتد؟هرچقدر بیشتر میگذرد، بیشتر...

♡✧خسته‌ام...و خستگی، مهمانِ هر قدمِ این راه است.اما خستگی، پ...

بعد او ماهم در آتش می سوزیم

◾️ در سکوت خیابان‌ها، تصویرت هنوز نفس می‌کشد؛ نه به‌عنوان ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط