نزدیک بلوار کشاورز دیدمشون تمام مدت اون پتو رو گرفته بود
نزدیک بلوار کشاورز دیدمشون؛ تمام مدت اون پتو رو گرفته بود رو گوش همسرش تا گوشهاش یخ نزنه؛ میتونست برای اون موتور، سرما یا شاید، شاید هزار تا مشکل دیگه تو زندگیشون غُر بزنه، ولی خانم تصمیمش اینه که «حامی» باشه؛ آقای موتوری من بهت حسودی کردم؛ زندگی رو شما بُردی.🥲
+عشق یعنی همین🫀
+عشق یعنی همین🫀
- ۲.۳k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط