( دو راهی عشق ) پارت ۳

از زبان ا/ت

گفتم: میشه بریم بیرون ؟

نامجون: ببخشید من کار دارم داخل کمپانی باید برم

ته : ا/ت میخوای با من و کوک بری بیرون ؟
گفتم: ارهههههه
کوک : پس برو حاضر شو
ا/ت : باشههه

رفتم بالا و لباسم رو پوشیدم ( اسلاید دوم ) یه میکاپ کوچولو هم کردم و رفتم پایین

ا/ت : حاضرید بریم ؟
کوک و ته : اره

جین : کجا دارید می‌رید ؟
کوک : داریم میریم بیرون
جین : باشه فقط یادتون باشه که امروز تمرین داریماااا
کوک : باشه هیونگ چقدر حرف میزنی
جین ملاقه به دست: که من زیاد حرف میزنم
جین افتاد دنبال کوک که صدای یونگی از حرکت وایسادشون
یونگی: خفه شید دیگه می‌خوام بخوابممم ( عصبی و خوابالو)
کوک : چه عجب یونگی هیونگ شما از خواب ناز دل کندی
یونگی: تو دلت کتک میخواد پدسگ ؟
کوک : نه من غلط بکنم ( ادمین : من غلط بکنم چرا تو همسرمم کوک : تو برو ادامه رو بنویس بدبخت فالور ها مردن تا این پارت رو بزاری ادمین : آیشششش باشه )

گفتم: کوک اگه تموم شد میشه بریم ؟
کوک : اره دیگه بریم
رفتیم بستنی فروشی بستنی رو گرفتیم رفتیم داخل ماشین
گفتم: برای چی همونجا نخوردیم ؟
ته : به خاطر اینکه من و کوک باید ماسک هام.ن رو برمیداشتیم و طرفدار هامون حمله میکردن

گفتم: آها

کوک : بریم خونه ؟ من خسته شدم
ته : باشه بریم


پرش زمانی به خونه

از زبان ا/ت

رسیدیم خونه و رفتیم داخل
ا/ت : سلامممممم


شرایط

لایک ۱۵ ✓

کامنت ۲۰ ✓

فالوور هم بشه ۱۸۵ ✓
دیدگاه ها (۶)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

تکپارتی جونگ کوک

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

سناریو خط قرمز پارت ۳

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط