{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آشوب جهان به آغوش تو پناه می‌آورم

از آشوب جهان به آغوش تو پناه می‌آورم
ترس‌هایم را با دست‌هایت تاخت می‌زنم
و پشت دست‌هایت سنگر می‌گیرم
در جبهه‌ی تو با روزگار می‌جنگم
و تو را به هیچ دشمنی نمی‌بازم
سنگ‌هایی که در مشتت داری را بیاور
تا یک گوشه برای خودمان خانه بسازیم
و قبل از اینکه کسی سقفش را
روی سرمان خراب کند
یکدیگر را در خانه کوچکمان ببوسیم

من از آشوب جهان به تو پناه می‌آورم
که آغوشت جان‌پناه است
و نوازشت مرهم زخم‌هایم...

جنگ آنقدر‌ها هم چیز بدی نیست
بگذار جنگ بشود تا یادمان بیاید
من و تو در جبهه مقابل هم نیستیم
از یک جبهه‌ایم
از یک خاک
بگذار این بار برای هم بجنگیم نه با هم...

#مانگ_میرزایی
دیدگاه ها (۲)

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

عاشقانه های شبنم

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

شهر در دست قاتلان است‌از دیشب تا حالا که خبر کشته شدن حمیدرض...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط