{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی ات

بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی ات
کنار سفره ات نشان به صرف همزبانی ات
به زیر گوش دل بگو تو آیه های مهر را
نزن به صورتم غم نگاه ناتوانی ات
من و تو هم قبیله از نژاد درد و غصه ایم
نران منِ شکسته را به حرمت جوانی ات
اگرچه اوج بودنت به قله ی زمانه است
ببر منِ خراب را به حس آن چنانی ات
همیشه چشم خسته ام تو را نشانه رفته است
ندیده ای چرا کمی نگاه یار جانی ات
زمانی از تبسمم ایده و طرح می زدی
بگو چرا نمانده آن نگاه آرمانی ات
بمان که در کنارتو عروس شعرها شوم
بخوان تو خطبه ی مرا ،به عقد مهربانی ات
دیدگاه ها (۳۳)

مرد من چشمی به رنگ کهربا دارد عجیبچهره ای سرسخت اما دلربا دا...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

"رفتم نبینم او را دیدم توان ندارم"آب از سرم گذشته کاری به آن...

کاش هنگام تماشای تو باران باشدگریه‌ی حسرتم از چشم تو پنهان ب...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

*Childhood love*part:6*ویو چهار روز بعد روز عروسی*=تو هنوزم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط