کاری به کار همدیگر نداشته باشیم،باور کنید تک تک آدم ها زخ
کاری به کار همدیگر نداشته باشیم،باور کنید تک تک آدم ها زخمی اند،
هرکَس،درد خودش را دارد،دغدغه خودش را دارد،مشغله خودش را دارد،
باور کنید،ذهن ها خسته اند،قلب ها زخمی اند،زبان ها بسته اند
و برای دیگران،آرزو کنیم،بهترین ها را،راحتی را،و همه گم شده ایم،
دعا کنیم همدیگر را،تا دنیا،بیشتر از این هدرمان ندهد،
ﮐﻮﭼﮏ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﻏﺮﻕ ﻣﯽ ﺷﺪ،ﺳﺮﯾﻊ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ
ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮑﯽ ﻋﯿﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺧﺘﻢ،
ﺣﺎﻻ ﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ؟!
ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻻ ﺑﻪ ﻻﯼ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺷﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ،
اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ،اﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﺪ،
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺷﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ،
اینجا زمین است،عصرِ آدمهایِ بی احساس!
جایی که طبیب مریضش را به اندازهِ پولش درمان میکند،
آدمهایی که خُدا خُدا میگویند،ولی دلشان با خُدا نیست،
مردمی که میزان احترام را بامدل ماشین تعیین میکنند،
عصرِ آدمهایی که نگاهِ هرزه شان چادر که هیچ ، کفن را هم میدرد...
هرکَس،درد خودش را دارد،دغدغه خودش را دارد،مشغله خودش را دارد،
باور کنید،ذهن ها خسته اند،قلب ها زخمی اند،زبان ها بسته اند
و برای دیگران،آرزو کنیم،بهترین ها را،راحتی را،و همه گم شده ایم،
دعا کنیم همدیگر را،تا دنیا،بیشتر از این هدرمان ندهد،
ﮐﻮﭼﮏ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﻏﺮﻕ ﻣﯽ ﺷﺪ،ﺳﺮﯾﻊ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ
ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮑﯽ ﻋﯿﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺎﺧﺘﻢ،
ﺣﺎﻻ ﺭﻭﺯﻫﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ؟!
ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻻ ﺑﻪ ﻻﯼ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺷﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ،
اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ،اﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﯾﺪ،
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺷﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ،
اینجا زمین است،عصرِ آدمهایِ بی احساس!
جایی که طبیب مریضش را به اندازهِ پولش درمان میکند،
آدمهایی که خُدا خُدا میگویند،ولی دلشان با خُدا نیست،
مردمی که میزان احترام را بامدل ماشین تعیین میکنند،
عصرِ آدمهایی که نگاهِ هرزه شان چادر که هیچ ، کفن را هم میدرد...
- ۴۹۱
- ۰۱ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط