*راز دل*
*راز دل*
کیهان: رو به روی تلویزیون نشسته بودم وداشتم فیلم می دیدم ماه وش اومد کنارم نشست وگفت : نشستی فیلم خارجی می بینی من که نمی دونم چی میگن
دستمو کشیدم اومدکنارم نشست
ماه وش: کیهان حوصله ام سر رفته
- خوب عزیزم فیلم ببین دیگه
ماه وش : حوصله ای فیلمم ندارم
- می خوای برگردیم ؟
ماه وش : میشه مستانه اینا هم بیان اینجا
لبخندزدم وگفتم : چرا نمیشه عزیزم میگم فردا بیان حالا جلو حوصلتو بگیر بگیر تا این فیلم تموم بشه
زد به بازوم ورفت اتاق خواب خندیدم وادامه فیلم رو نگاه می کردم
- کیهان ...
- میام عزیزم الان فیلم تموم میشه
دیگه چیزی نگفت یه لحظه تنم لرزید چرا با جیغ صدام زد بلند شدم رفتم اتاق خواب نبود
- ماه وش...
- پخخخخ
پشت در قایم شده بود
- ماه وش ترسیدم مگه بچه ای
با صداخندید وگفت : حقته
بغلش کردم برگشتم تو پذیرای ورو کاناپه نشستم
ماه وش : انقدر این فیلم برات مهمه
نگاش کردم وگفتم : خیلی
ماه وش : حتا از من مهم تره
اخم کردم وگفتم : هیچی مهم تر از تو نیست عزیزم
کشیدمش تو بغلم وگفتم : می دونی خیلی بدی
ماه وش : تو بدی
- تو بدی که این حرفو زدی
ماه وش : تو بدی که فیلموبه من ترجیح میدی
خندیدم وگفتم : بهم پیشنهاد میدی
چشای خوشگلش چند برابر شد وگفت : بی ادب
- بی ادبم هووووم
با صدایی که اومد منو ماه وش همدیگرو نگاه کردیم
ماه وش : چی بود ؟!
- بزار ببینم چی بود
ماه وش از بغلم دراومد تو خونه رو گشتم چیزی نبود برگشتم فیلمم تموم شده بود دست ماه وش رو گرفتم ورفتیم مسواک زدیم وآماده شدیم برای خواب پنجره که نیمه باز بود رو بستم وپرده ها رو کشیدم واومدم کنار ماه وش دراز کشیدم اومد تو بغلم این خوشگله امشب بدجوری شیطنت می کرد از رو شکمم کشیدمش پایین مثله همیشه می خندید وقلقلکم می داد از خنده اشک از چشام سرازیر شد
- تو رو خدا این کارو نکن ماه وش بی جون شدم
پشت کرد بهم وبا حالت قهر گفت : باهات قهرم
- عزیزم تو جرات نداری قهرکنی
بغلش کردم چیزی نگفت چشام بستم واز بودنش وبوی خوش تنش لذت می بردم نمی دونم چطور خوابم برد
کیهان: رو به روی تلویزیون نشسته بودم وداشتم فیلم می دیدم ماه وش اومد کنارم نشست وگفت : نشستی فیلم خارجی می بینی من که نمی دونم چی میگن
دستمو کشیدم اومدکنارم نشست
ماه وش: کیهان حوصله ام سر رفته
- خوب عزیزم فیلم ببین دیگه
ماه وش : حوصله ای فیلمم ندارم
- می خوای برگردیم ؟
ماه وش : میشه مستانه اینا هم بیان اینجا
لبخندزدم وگفتم : چرا نمیشه عزیزم میگم فردا بیان حالا جلو حوصلتو بگیر بگیر تا این فیلم تموم بشه
زد به بازوم ورفت اتاق خواب خندیدم وادامه فیلم رو نگاه می کردم
- کیهان ...
- میام عزیزم الان فیلم تموم میشه
دیگه چیزی نگفت یه لحظه تنم لرزید چرا با جیغ صدام زد بلند شدم رفتم اتاق خواب نبود
- ماه وش...
- پخخخخ
پشت در قایم شده بود
- ماه وش ترسیدم مگه بچه ای
با صداخندید وگفت : حقته
بغلش کردم برگشتم تو پذیرای ورو کاناپه نشستم
ماه وش : انقدر این فیلم برات مهمه
نگاش کردم وگفتم : خیلی
ماه وش : حتا از من مهم تره
اخم کردم وگفتم : هیچی مهم تر از تو نیست عزیزم
کشیدمش تو بغلم وگفتم : می دونی خیلی بدی
ماه وش : تو بدی
- تو بدی که این حرفو زدی
ماه وش : تو بدی که فیلموبه من ترجیح میدی
خندیدم وگفتم : بهم پیشنهاد میدی
چشای خوشگلش چند برابر شد وگفت : بی ادب
- بی ادبم هووووم
با صدایی که اومد منو ماه وش همدیگرو نگاه کردیم
ماه وش : چی بود ؟!
- بزار ببینم چی بود
ماه وش از بغلم دراومد تو خونه رو گشتم چیزی نبود برگشتم فیلمم تموم شده بود دست ماه وش رو گرفتم ورفتیم مسواک زدیم وآماده شدیم برای خواب پنجره که نیمه باز بود رو بستم وپرده ها رو کشیدم واومدم کنار ماه وش دراز کشیدم اومد تو بغلم این خوشگله امشب بدجوری شیطنت می کرد از رو شکمم کشیدمش پایین مثله همیشه می خندید وقلقلکم می داد از خنده اشک از چشام سرازیر شد
- تو رو خدا این کارو نکن ماه وش بی جون شدم
پشت کرد بهم وبا حالت قهر گفت : باهات قهرم
- عزیزم تو جرات نداری قهرکنی
بغلش کردم چیزی نگفت چشام بستم واز بودنش وبوی خوش تنش لذت می بردم نمی دونم چطور خوابم برد
- ۱۸.۳k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط