آرامش نه عاشق بودن است،
آرامش نه عاشق بودن است،
نه گرفتن دستی که محرمت نيست،
نه حرفهای عاشقانه و قربان صدقه های چند ثانيه ای؛
آرامش حضور "خدا"ست،
وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمی کند،
وقتی ناگفتهايت را بی آن که بگويی ميفهمد،
وقتی نياز نيست برای بودنش التماس کنی،
غرورت را تا مرز نا بودی پيش ببری،
وقتی مطمین باشی با او هرگز تنها نخواهی بود،
آرامش يعنی همين،
تو با هيچ قيد و شرطی "خدا"را داری؛
من خدايی دارم، که در اين نزديکيست،نه درآن بالاها…!!
گاه گاهی سخنی ميگويد،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من،
او مرا ميفهمد،
او مرا ميخواند،
او مرا ميخواهد،
او همه درد مرا ميداند،
ياد او ذکر من است،
در غم و در شادی،
چون به غم مينگرم،
آن زمان رقص کنان ميخندم،
که "خدا" يار من است،
او "خدايست"که همواره مرا می خواهد!
نه گرفتن دستی که محرمت نيست،
نه حرفهای عاشقانه و قربان صدقه های چند ثانيه ای؛
آرامش حضور "خدا"ست،
وقتی در اوج نبودن ها نابودت نمی کند،
وقتی ناگفتهايت را بی آن که بگويی ميفهمد،
وقتی نياز نيست برای بودنش التماس کنی،
غرورت را تا مرز نا بودی پيش ببری،
وقتی مطمین باشی با او هرگز تنها نخواهی بود،
آرامش يعنی همين،
تو با هيچ قيد و شرطی "خدا"را داری؛
من خدايی دارم، که در اين نزديکيست،نه درآن بالاها…!!
گاه گاهی سخنی ميگويد،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من،
او مرا ميفهمد،
او مرا ميخواند،
او مرا ميخواهد،
او همه درد مرا ميداند،
ياد او ذکر من است،
در غم و در شادی،
چون به غم مينگرم،
آن زمان رقص کنان ميخندم،
که "خدا" يار من است،
او "خدايست"که همواره مرا می خواهد!
- ۸۰۵
- ۰۴ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط