-مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم مع

-مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلممون ميگفت: 'مواظب باش خودتو جا نذارى'
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم،
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛توى یه كافه، توى يه خيابون، توى يه خاطره .
دیدگاه ها (۰)

‏مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيممعلممو...

چندپارتی

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۶اسلاید ۲و۳ رو ببین و تصور کنجی‌ه...

~🐿️💬 | صحبت‌های پایانی هوسوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسهوسوک...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۴ویو راوی تهیونگ...

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

KIM V

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط