{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره:خب مین یونگی الان دوتا انتخاب داری اولیش این که الا

دختره:خب مین یونگی الان دوتا انتخاب داری اولیش این که الان جلوی چشمات خواهرت بمیره یا...
ا.ت:یا اینکه تو بمیری
وقتی این رو گفتم تازه متوجه حضورم شدن شوگا اخماش تو هم رفت و بهم گفت که برم اما برای من مهم نبود مهم این بود که هانول رو نجات بدم تفنگ رو به سمت دختره گرفتم که دیدم کلی بادیگارد ریختن تو شت یعنی باید با همشون سر و کله بزنم
دختره:تو اصلا بلدی از تفنگ استفاده کنی یا فکر کردی اسباب بازی(خنده)
ا.ت:نمیدونم میخوای امتحان کنیم
هانول به سمت من لب خونی کرد که همه ی اینا نقشست اوف خداروشکر اما بازم میخوام تو این نقشه کمکشون کنم یهو چشمم به هانول خورد اگر دختره یکم دستش رو جا به جا میکرد هانول میتونست در بره برای همین به سمت دست دختره نشونه گرفتم و شلیک کردم که دختره دستش رو از روی سر هانول بر داشت و تفنگ از دستش افتاد هانول هم زود تفنگ رو برداشت و رفت سمت شوگا بادیگارد ها میخواستن حمله کنن که من و شوگا شروع کردیم به تیراندازی کردن
(نیم ساعت بعد)
بالاخره همه ی بادیگارد ها مردن و فقط اون دختره مونده بود شوگا به پاش تیر زده بود که فرار نکنه بعد به بادیگاردهاش گفت که دختره رو به اتاق قرمز ببرن
خود شوگا چیزیش نشده بود اما من و هانول زخمی شده بودیم من هم مثل هانول به پام تیر خورده بود اما جایی نخورده بود که نتونیم راه بریم ولی خیلی درد داشت من و هانول به کمک شوگا رفتیم تو اتاق کای که کای شروع کرد به در آوردن تیر و شوگا هم به اتاق قرمز رفت...


امیدوارم خوشتون اومده باشه کیوتام🙂🤞
لایک یادت نره❤👍
دیدگاه ها (۶)

وانشات کوک رو شب میزارم کیوتام😗💫

بچه ها متاسفانه داریم میریم مهمونی نمیتونم پارت بعد کوک رو ب...

بچه ها یکم دیگه هم شوگا رو میزارم هم کوک رو ولی حمایت هاتون ...

یکی گفت لباس کوک و فیلیکسم بزارماولی کوکدومی فیلیکس

p3پارت جدیددد هیچ ایده ای برای شیپ ندارم ..........مایکی داش...

جیمین: ا/تو دوستاش رفته بودن پارتی، دقیقا جیمینو اون دختره ه...

Love in the dark①⑨ا/ت: صبحانه باید چیز گرم بخوری نگران بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط