{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه ارمغانی آری که بدوستان فرستی

تو چه ارمغانی آری که بدوستان فرستی
چه ازاین به ارمغانی که توخویشتن بیابی
سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌ شناسم تو ببر که آشنایی
#سعدی
دیدگاه ها (۳)

برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری بعدمی ماند زندگی و...

داشت می‌رفت به شببه جایی‌ که شب می‌رفتنه به خستگی‌،نه به شب،...

خسته شدیم بس دویدیم و نرسیدیم

دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه‌ی‌ ما می‌گذرد ...

تو مثله هوای خوبه بعد بارونی...

#حکایت_قدیمی "این حکایت مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط