{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه سالهای پربازی بود

چه سالهای پربازی بود
سالهای بی ادعای کودکی
سالهای کودکی که پربودازاضطراب یک عروسک
وتخیل دنبال کردن یک پروانه
روزهای سرشارازخانه بازی وخوردن بیسکویتهای یک تومانی
ومن...که در هیاهوی خانه بازیها عروس کوچک اومی شدم
حال که گذر عمر جز ردپاهای کودکانه
جزدعواهای یک ساعته
دیگرچیزی نمانده است
چه خاطرغریبی ماند بر دیوار کهنه کاه گلی
درخاطری تنها
کسی دیگر آن روزها را زمزمه نمی کند
که قلب عاشق دختری سالهاست
درموزاییک های سیمانی کوچه افتاده است
دیگرحتی اوکه دامادلحظه های کودکانه ام میشد
یا دوستم که عروسکش رابه من میداد
جز تنهایی من چیزی نمانده است.
دیدگاه ها (۴)

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

هیچ چیزی همیشگی نیست حتی اونی ک الان مثلا بدون تو نمیتونه نف...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

نوشته جهت یادآوری، ولی من همین الان فهمیدم😔👈🏻👉🏻𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ...

فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مسئ...

فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مسئ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط