چه سالهای پربازی بود
چه سالهای پربازی بود
سالهای بی ادعای کودکی
سالهای کودکی که پربودازاضطراب یک عروسک
وتخیل دنبال کردن یک پروانه
روزهای سرشارازخانه بازی وخوردن بیسکویتهای یک تومانی
ومن...که در هیاهوی خانه بازیها عروس کوچک اومی شدم
حال که گذر عمر جز ردپاهای کودکانه
جزدعواهای یک ساعته
دیگرچیزی نمانده است
چه خاطرغریبی ماند بر دیوار کهنه کاه گلی
درخاطری تنها
کسی دیگر آن روزها را زمزمه نمی کند
که قلب عاشق دختری سالهاست
درموزاییک های سیمانی کوچه افتاده است
دیگرحتی اوکه دامادلحظه های کودکانه ام میشد
یا دوستم که عروسکش رابه من میداد
جز تنهایی من چیزی نمانده است.
سالهای بی ادعای کودکی
سالهای کودکی که پربودازاضطراب یک عروسک
وتخیل دنبال کردن یک پروانه
روزهای سرشارازخانه بازی وخوردن بیسکویتهای یک تومانی
ومن...که در هیاهوی خانه بازیها عروس کوچک اومی شدم
حال که گذر عمر جز ردپاهای کودکانه
جزدعواهای یک ساعته
دیگرچیزی نمانده است
چه خاطرغریبی ماند بر دیوار کهنه کاه گلی
درخاطری تنها
کسی دیگر آن روزها را زمزمه نمی کند
که قلب عاشق دختری سالهاست
درموزاییک های سیمانی کوچه افتاده است
دیگرحتی اوکه دامادلحظه های کودکانه ام میشد
یا دوستم که عروسکش رابه من میداد
جز تنهایی من چیزی نمانده است.
- ۵۴۶
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط