پایان سال و وقت حساب و کتاب شد

پایان سال و وقت حساب و کتاب شد
پیشانی ام به محضرتان خیس آب شد

هر روز با گناه دلت را شکسته ام
بین من و تو این همه عصیان حجاب شد

گفتند پای نامۀ ما گریه می کنی
حال شما ز دیدن نامه خراب شد

با این وجود تا که گره خورد کار من
یا صاحب الزمانِ دلم مستجاب شد

این عمر بی وفا و تو هم دیر کرده ای
آوای اَلرحیل به جانم عذاب شد

امسال هم گدای شب جمعهٔ حرم
با یک دعای مادرتان بی حساب شد

ما را بخر عزیز دل شاه کربلا
جان کسی که صورتش از خون خضاب شد

نازم به بانویی که به معراج قتلگاه
در پاسخش نوای الیّ خطاب شد

گودال فوق عرش و تجلی رب آن
در پاره حنجر پسر بوتراب شد

عمری ست روضه خواندم و باور نمی کنم
زینب چگونه وارد بزم شراب شد
دیدگاه ها (۴)

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل والنهار یا محول الحال و...

مادر یعنی: ناز هستی در وجودمادر یعنی:یک فرشته در سجودمادر یع...

آخرین جمعه سال است کجایی آقاحالمان رو به زوال است کجایی آقاع...

مولای من!امسال هم گذشت تو از ما گذشت کناوضاعمان خراب شد آقا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط