{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آورنده صبح

ای آورنده صبح
در جذبه نورت ته نشین شده ام. 
هوایی چنین روشن،بی تابم می کند.
در این لحظات که روزی ام مقدّر خواهد شد،
مرا با دست هایی گشوده بر درگاهت برانگیز.
خدایا! 
بر پیمان تو صبح کرده ام و به وعده ای که با تو داشته ام،ایمان دارم
باید گام هایم را محکم تر بردارم؛
وقتی با هر نشانه روشن،
بوی دوست را نزدیکتر حس میکنم. 
باید همه چیز در من آغازی تازه داشته باشد.
این منم؛درصبحی سرشار،آغشته از خورشید.
الهی به امیدخودت.
دیدگاه ها (۴)

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیمراه رود جاری احساسمان ...

من خریدار نگاه خسته ات هستم هنوزبا همان شوریدگی دیوانه ات هس...

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده استزندگی در دوستی با مرگ عا...

آری آغاز دوست داشتن استگرچه پایان راه نا پیداستمن به پایان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط