{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو و برای تومینویسم....بدون هراس از خوانده شدن

از تو و برای تومینویسم....بدون هراس از خوانده شدن
بگذار همه بدانند
می نویسم برای تو
برای تویی که بودنت را
نه چشمانم می بینند
نه گوشهایم میشنوند
و نه دستانم لمس میکنند
تنها با شعفی صادقانه
با دلم احساست میکنم
مهربان همیشگی من
صاحب نوشته های من
.
تک سوار دلم.....
اگر باشی می مانم
اگر بگویی اوج می گیرم
اگر بمانی قربانی بودنت می شوم
.
تو فقط:
بیا...
بگو...
بمان. ....
دیدگاه ها (۱)

واقعا انسانیت کجا رفته ؟؟؟؟؟

شالم را دورگردنم سه دورمیپیچم زمستان فصل اعدام بغض هاست

آهــای بــــــاران ......هــروقـت قــــراراست بیــایی ....خَ...

مواظب باشیدد

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط