{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hard love

hard love
p14
جدا جدا رفتیم طبقه پایین و سر سفره نشستیم و صبحونه خوردیم
جونگ هیون گفت: حالت چطوره ا.ت
ا.ت گفت: خوبم ممنون
جونگکوک گفت:حاله ا.ت خیلی خوبه خیالتون راحت
جونگ هیون گفت: با تو نبودم که با ا.ت بودم و سلنا هم داره میاد حالا کسی نگید ولی جونگکوک زیاد نزدیک ا.ت نرو
جونگکوک گفت: چرا آخه
جونگ هیون گفت: به حرفم گوش بگیر بگو چشم
جونگ کوک هم گفت: چشم
و جونگ هیون رفت
جونگکوک رو به ا.ت کرد و
گفت: میبینی پدرم چی میگه تو ناراحت نباش سلنا هیچ غلطی نمیکنه
ا.ت گفت: ناراحت نیستم
جونگکوک اومد پیشم نشست و اومد نزدیکم و لبشو گذاشت رو لبم و اینقدر خم شده بودم که قریبا داشتیم میرفتیم زیر میز داشتم میوفتادم جونگکوک دستشو گذاشت دور کمرم و منو گرفت و دوباره لبشو گذاشت رو لبم که صدای پا شنیدیم جونگکوک منو ول کرد دیدیم یه خدمتکار بود نفس عمیق کشیدیم
جونگکوک گفت: ادامه بدیم
خندیدم که جونگ هیون اومد
جونگ هیون گفت: که بهتون میگم از هم فاصله بگیرید شما بهم نزدیک تر میشین گوشاتون مشکل داره
جونگکوک گفت: هنوز سلنا میومده که
جونگ هیون گفت: نیومده که نیومده مگه میشه او نباشه همه نوع کثیف کاری کنی
جونگکوک گفت: خب باشه
و رفت تو اتاقش
من هم عذر خواهی کردم
جونگهیون گفت: آماده کن میخوایم بریم شرکت
گفتم: چشم
دیدگاه ها (۱)

سلام بچه ها میخام فیک جدید بنویسم فقط نمیدونم از تهیون با ی...

اسم خودتون رو ارمی نزارین چون شما ها لیاقت اسم ارمی رو نداری...

hard lovep13چند روز بعد از زبان ا.تمن هم مرخص کردن و جونگکوک...

p12از زبان جونگکوکتعجب کرده بودم که جونگمین این حرف رو زد و ...

عشق غیر ممکن Part 57 ماه بعدویو ا*ت. حالا منو جونگ کوک میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط