آرزومیکردم که توخواننده شعرم باشی
آرزومیکردم که توخواننده شعرم باشی
راستی شعرمرامی خوانی؟نه دریغاهرگز باورم نیست که خواننده شعرم باشی کاشکی شعرمرامی خواندی! بی تومن چیستم؟ابراندوه بی توسرگردان ترازپژواکم درکوه گردبادم در دشت برگ پاییزم درپنجه باد چه کسی خواهددید مردنم رابی تو؟بی تومردم،مردم گاه می اندیشم خبرمرگ مراباتوچه کس می گوید؟ آن زمان که خبرمرگ مراازکسی می شنوی روی توراکاشکی می دیدم شانه بالازدنت را بی قید وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد وتکان دادن سرراکه عجیب!عاقبت مرد؟ افسوس! کاشکی میدیدم! من به خودمی گویم؛چه کسی باورکرد جنگل جان مرا
آتش عشق توخاکسترکرد؟
راستی شعرمرامی خوانی؟نه دریغاهرگز باورم نیست که خواننده شعرم باشی کاشکی شعرمرامی خواندی! بی تومن چیستم؟ابراندوه بی توسرگردان ترازپژواکم درکوه گردبادم در دشت برگ پاییزم درپنجه باد چه کسی خواهددید مردنم رابی تو؟بی تومردم،مردم گاه می اندیشم خبرمرگ مراباتوچه کس می گوید؟ آن زمان که خبرمرگ مراازکسی می شنوی روی توراکاشکی می دیدم شانه بالازدنت را بی قید وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد وتکان دادن سرراکه عجیب!عاقبت مرد؟ افسوس! کاشکی میدیدم! من به خودمی گویم؛چه کسی باورکرد جنگل جان مرا
آتش عشق توخاکسترکرد؟
- ۷۳۱
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط