{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر گفت: بشمار پسرک چشمانش را بست

دختر گفت: بشمار پسرک چشمانش را بست

و شروع کرد به شمردن: یک…دو… سه …چهار…..

دخترک رفت پنهان شود

آن طرفتر پسردیگری را دید که گرگم به هوا بازی میکند،

برّه شد و با گرگ رفت

پسرک قصه هنوز می شمارد…

.yaldA.
دیدگاه ها (۱۹)

. . ﺩﺧﺘر ﺑﺎس شیطون ﺑﺎﺷﻪ ﯾﻮاﺷﮑﯽ ﺑﻮﺳﺖ ﮐﻨﻪ ... ﺩﺧﺘر ﺑﺎس ﻟﭗ داﺷﺘ...

دلـــم شکـــست....؟! عــــیـبـے نـــدارد.... شــــــــــکـسـ...

ببخشید جهنم دربست؟ ...نگاه هایمان ” هرزه ” قول هایمان ”بی اع...

عــــشـ❤ــــق یعنی: ✔ دختر از روی ناراحتی ✔ با مشتای ظری...

( last minute )

ماه پنبه ای

REGRET✨PART: 15ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

رز آبی پارت ۴

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۸بعد از اینکه ا.ت با ...

Rofile of the wolf...۹

.....پارت چهارم.....

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط