{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{چند شاتی درخواستی }

{چند شاتی درخواستی }

وقتی بدون ددیت رفتی بار.......‌‌‌

پارت:۱


دختر لباس قرمز و بازش رو به تن کرد
میکاپ ساده ای کرده بود...
توی اینه یک نگاه دیگه به خودش کرد
یاعت ۸ شب بود یونگی هنوز نیومده بود پس تصمیم گرفته بود با دوستش بره بار..
کفش هاشو پوشید و از خونه زد بیرون و سوار
ماشین مشکیش شد و رفت سمت بار
وقتی رسید دوستش رو دید هانا!

   _سیلام هانا جونمممم
   ٪سلام خوشگلمممم
رفتن داخل
بوی الکل و سیگار می امد
اوه یک جای خالی
رفتن و نشستن  کارسون اومد
*چی میل دارید؟
    _من یک الکل ۱۰۰ درصد
  ٪منم الکل ۸۰ درصد
و گارسون بعد چند مین سفارش هارو اورد و ات و هانا مشغول خوردن شدن
ویو یونگی:

این منشی جدیده همش کار هارو اشتباه انجام می ده اه؛
اعصابم خراب بود
سریع از شرکت زدم بیرون‌ و رفتم سمت بار (همون باری که ات و هانا هستن)
رفتم داخل مثل همیشه کلی دختر چسبیدن بهم
من هرروز میام بار ولی مست نمی کنم
ولی امشب واقعا نیاز به الکل داشتم
نشستم رو صندلی همیشه گیم یک دختر اومد نشست رو پاهام منم موهاشو نوازش کردم(الان یونگی مسته)
که یکی رو دیدیم اون اون ات بود؟
عصبی رفتم سمتش و موهاشو کشیدم

  +اینجا چه کی.ری می خوری؟(عصبی داد)
  _خودت اینجا چی کار می کنی؟(کیوت)
یونگی دست ات رو کشید و برد سمت ماشین پرتش کرد تو ماشین و خودش نشست و بالا ترین سرعت به سمت عمارت حرکت کرد..........

__
سیلام خوشملا
خوبید؟
اینم درخواستی یکی از شماست
گفتم بزار بجای رمان چند شاتی بنویسم
که کمتر و لی پارت های طولانی تر باشه
نظرتون رو بگید و همین دیگه بوس بایی
دیدگاه ها (۱۶۳)

{چند شلتی درخواستی}وقتی بدون ددیت رفتی بار....پارت:۲وقتی رسی...

تو سوروش گپ زدممممهمتون بیایدلینک:https://splus.ir/joingroup...

{خوانواده بی ارامش }پارت:۹نامجون تا نتیجه ازمایش رو دید پراش...

{خوانواده بی ارامش }پارت:۸ویو شنبه مدرسه انیا:اه می خوان کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط