پیشینهء ایران-3 (پیش از تاریخ ایران-3)
پیشینهء ایران-3 (پیش از تاریخ ایران-3)
در حدود سال 81000 پ.م. ، جمعیتی از "آدمهای کالبد امروزی اندیشگر" (1) با فرهنگ "میان کهن سنگی" ویژهء خودشان {1} (1) از تنگهء هرمز گذشتند و به شمال این تنگه ، پاگذاردند (2). گروهی از آنها در آنجا ماندند ، ولی گروهی دیگر از آنها بیدرنگ مهاجرت خود به سوی هند را آغاز کردند (2) . در سال 56500 پ.م. از آن گروهی که در شمال تنگهء هرمز مانده بودند ، شماری مهاجرت خود به سوی رشته کوه زاگرس را آغاز کردند (2). مهمترین انگیزهء آنها از این مهاجرت ، یافتن اندوختگاه های (منابع) "گیاهی" ، "جانوری" ، و "کانی" (معدنی) بهتر و بیشتر و پرگونه تر (متنوع تر) ، و همچنین دسترسی یافتن به " آب نوشیدنی" بسنده (کافی) بوده است . کوهستان برای آنها ، زیستگاه بهتری بود ، چون افزون بر اندوختگاههائی که در بالا از آنها یاد کردم ، دارای "غار" نیز بود ، که می توانست سرپناه آنها را فراهم کند . باید دانست که دسترسی داشتن آدمهای "میان کهن سنگی" ، "نو کهن سنگی آغازین" ، "نو کهن سنگی" و "میان سنگی" به "غار"، برای آنها بسیار حیاتی بوده است . پس از اینکه این ایرانیان نخستین به ابتدای رشته کوه زاگرس رسیدند ، همچنان حرکت رو به شمال خود را برای یافتن سرزمینهائی بهتر دنباله گیری کردند ؛ بگونه ای که آنها توانستند تا سال 51000 پ.م. در همهء کوهستان زاگرس ساکن شوند . در سال 52000 پ.م. ، آنها پس از اینکه به حدود جایگاه شهر امروزی "مهاباد" رسیدند ، به فرهنگ "آغازین نوکهن سنگی" {2} دست یافتند (3). از این هنگام همزیستی دوستانهء "آدم های کالبد امروزی اندیشگر" با نئاندرتال ها (که در گامهای پایانی روند "گونه نابودی" (انقراض) خود بودند) ، آغاز شد ، و حتی در اندازهء بسیار کمی با هم آمیزش جنسی کردند ؛ ولی به هر روی ، نئاندرتال ها در پیرامون سال 28500 پ.م. فراگیرانه "گونه نابود" (منقرض) شدند (A) ؛ گرچه زندگی ژن آنها در شماری از "آدمهای کالبد امروزی اندیشگر" دنباله گیری شد . در سال 42000 پ.م. ، گروهی از ایرانیان نخستین ساکن میانه های زاگرس نوبومروی (مهاجرت) خود به آسیای میانه را آغاز کردند ، و پس از رسیدن به مقصد در سال 41000 پ.م. ، همایهء (جامعهء) "ایرانیان نخستین" آسیای میانه را تشکیل دادند . البته ، گروه هائی نیز در نقاط مختلف مسیر این مهاجرت ، یعنی در مکانهائی که امروزه اراک ، تفرش ، آشتیان ، ساوه ، ری ، سمنان ، دامغان ، و گرگان نام دارند ، ساکن شدند . سه هزار سال پس از اینکه این گروه از ایرانیان از دشت (فلات) ایران بیرون رفتند ، ایرانیان ساکن نیمهء شمالی زاگرس به اقتصاد وفرهنگ "نوکهن سنگی" {3} دست یافتند ، ولی ایرانیان آسیای میانه همچنان قرنها در همان اقتصاد وفرهنگ "آغازین نوکهن سنگی" {2} خود ماندند ، و این یک گام عقب ماندگی حداقل برای 38000 سال تداوم یافت ؛ ولی ایرانیانی که در نقاطی از مسیر مهاجرت ساکن شده بودند (اراک و ....) ، و نیز ایرانیان جنوب زاگرس ، بدلیل نزدیکی به میانهء زاگرس ، توانستند با تاخیری نه چندان زیاد به فرهنگ " نو کهن سنگی" {3} دست یابند .این ایرانیان نخستین ، پس از گذراندن هنگامه های فرهنگی "نوکهن سنگی" و "میانسنگی" ، و پس از پایان یافتن هنگامهء یخبندان "یانگر درایاس" {4} ، در پیرامون 9000 پ.م. برای نخستین بار در جهان ، در "گنج دره" در 40 کیلومتری خاور شهر کرمانشاه ، و نیز در "تپه آسیاب"، در چند کیلومتری خاور شهر کرمانشاه ، توانستند به فرهنگ "نوسنگی" دست یابند . بواژگانی دیگر ، انسانهای "گنج دره" و "تپه آسیاب" برای نخستین بار در جهان توانستند کشاورزی و رام کردن "بز" را از روی تجربه فرابگیرند و بکار ببندند (4) و نخستین "زیستگاه دائمی جهان" (دهکدهء باستانی) را در سال 8500 پ.م. در آنجا بسازند (4) . دیگر دستاوردهای این مردم ، ساخت آوندهای (ظروف) سفالی و ابزارهای سنگی پرداخت شدهء (صیقل خوردهء) پیچیده میباشند . مردم "گنج دره" سپس برای نخستین بار در جهان ، سامانهء شمارش کردن را پدید آوردند (5). آنها از این سامانه برای شمردن بزها و اندازه گیری کشتبارها (محصولات کشاورزی) بهره می بردند . در این سامانه ، از گوی هائی سفالی دارای اندازه های گوناگون ، بهره برداری می کردند . روی این گوی ها که امروزه به آنها "پته" می گویند ، نگاره های (نقشهای) گوناگونی پدید می آوردند . هر یک از این گوی ها نمایندهء شماره های "یک" ، "ده" ، "صد" و... بودند . مردم "گنج دره" و "تپه آسیاب" چون به فناوری ساخت خانه دست یافته بودند ، و دیگر به زندگی در کوهستان و غار وابستگی نداشتند ، بنابراین توانستند در پیرامون سال 8000 پ.م. برای بهره برداری از آمادگی میاندورود "دجله-فرات" برای کشاورزی ، به این سرزمین مهاجرت کنند و پس از چند دهه ، کشاورزی پیشرفته تر را در میاندورود "
در حدود سال 81000 پ.م. ، جمعیتی از "آدمهای کالبد امروزی اندیشگر" (1) با فرهنگ "میان کهن سنگی" ویژهء خودشان {1} (1) از تنگهء هرمز گذشتند و به شمال این تنگه ، پاگذاردند (2). گروهی از آنها در آنجا ماندند ، ولی گروهی دیگر از آنها بیدرنگ مهاجرت خود به سوی هند را آغاز کردند (2) . در سال 56500 پ.م. از آن گروهی که در شمال تنگهء هرمز مانده بودند ، شماری مهاجرت خود به سوی رشته کوه زاگرس را آغاز کردند (2). مهمترین انگیزهء آنها از این مهاجرت ، یافتن اندوختگاه های (منابع) "گیاهی" ، "جانوری" ، و "کانی" (معدنی) بهتر و بیشتر و پرگونه تر (متنوع تر) ، و همچنین دسترسی یافتن به " آب نوشیدنی" بسنده (کافی) بوده است . کوهستان برای آنها ، زیستگاه بهتری بود ، چون افزون بر اندوختگاههائی که در بالا از آنها یاد کردم ، دارای "غار" نیز بود ، که می توانست سرپناه آنها را فراهم کند . باید دانست که دسترسی داشتن آدمهای "میان کهن سنگی" ، "نو کهن سنگی آغازین" ، "نو کهن سنگی" و "میان سنگی" به "غار"، برای آنها بسیار حیاتی بوده است . پس از اینکه این ایرانیان نخستین به ابتدای رشته کوه زاگرس رسیدند ، همچنان حرکت رو به شمال خود را برای یافتن سرزمینهائی بهتر دنباله گیری کردند ؛ بگونه ای که آنها توانستند تا سال 51000 پ.م. در همهء کوهستان زاگرس ساکن شوند . در سال 52000 پ.م. ، آنها پس از اینکه به حدود جایگاه شهر امروزی "مهاباد" رسیدند ، به فرهنگ "آغازین نوکهن سنگی" {2} دست یافتند (3). از این هنگام همزیستی دوستانهء "آدم های کالبد امروزی اندیشگر" با نئاندرتال ها (که در گامهای پایانی روند "گونه نابودی" (انقراض) خود بودند) ، آغاز شد ، و حتی در اندازهء بسیار کمی با هم آمیزش جنسی کردند ؛ ولی به هر روی ، نئاندرتال ها در پیرامون سال 28500 پ.م. فراگیرانه "گونه نابود" (منقرض) شدند (A) ؛ گرچه زندگی ژن آنها در شماری از "آدمهای کالبد امروزی اندیشگر" دنباله گیری شد . در سال 42000 پ.م. ، گروهی از ایرانیان نخستین ساکن میانه های زاگرس نوبومروی (مهاجرت) خود به آسیای میانه را آغاز کردند ، و پس از رسیدن به مقصد در سال 41000 پ.م. ، همایهء (جامعهء) "ایرانیان نخستین" آسیای میانه را تشکیل دادند . البته ، گروه هائی نیز در نقاط مختلف مسیر این مهاجرت ، یعنی در مکانهائی که امروزه اراک ، تفرش ، آشتیان ، ساوه ، ری ، سمنان ، دامغان ، و گرگان نام دارند ، ساکن شدند . سه هزار سال پس از اینکه این گروه از ایرانیان از دشت (فلات) ایران بیرون رفتند ، ایرانیان ساکن نیمهء شمالی زاگرس به اقتصاد وفرهنگ "نوکهن سنگی" {3} دست یافتند ، ولی ایرانیان آسیای میانه همچنان قرنها در همان اقتصاد وفرهنگ "آغازین نوکهن سنگی" {2} خود ماندند ، و این یک گام عقب ماندگی حداقل برای 38000 سال تداوم یافت ؛ ولی ایرانیانی که در نقاطی از مسیر مهاجرت ساکن شده بودند (اراک و ....) ، و نیز ایرانیان جنوب زاگرس ، بدلیل نزدیکی به میانهء زاگرس ، توانستند با تاخیری نه چندان زیاد به فرهنگ " نو کهن سنگی" {3} دست یابند .این ایرانیان نخستین ، پس از گذراندن هنگامه های فرهنگی "نوکهن سنگی" و "میانسنگی" ، و پس از پایان یافتن هنگامهء یخبندان "یانگر درایاس" {4} ، در پیرامون 9000 پ.م. برای نخستین بار در جهان ، در "گنج دره" در 40 کیلومتری خاور شهر کرمانشاه ، و نیز در "تپه آسیاب"، در چند کیلومتری خاور شهر کرمانشاه ، توانستند به فرهنگ "نوسنگی" دست یابند . بواژگانی دیگر ، انسانهای "گنج دره" و "تپه آسیاب" برای نخستین بار در جهان توانستند کشاورزی و رام کردن "بز" را از روی تجربه فرابگیرند و بکار ببندند (4) و نخستین "زیستگاه دائمی جهان" (دهکدهء باستانی) را در سال 8500 پ.م. در آنجا بسازند (4) . دیگر دستاوردهای این مردم ، ساخت آوندهای (ظروف) سفالی و ابزارهای سنگی پرداخت شدهء (صیقل خوردهء) پیچیده میباشند . مردم "گنج دره" سپس برای نخستین بار در جهان ، سامانهء شمارش کردن را پدید آوردند (5). آنها از این سامانه برای شمردن بزها و اندازه گیری کشتبارها (محصولات کشاورزی) بهره می بردند . در این سامانه ، از گوی هائی سفالی دارای اندازه های گوناگون ، بهره برداری می کردند . روی این گوی ها که امروزه به آنها "پته" می گویند ، نگاره های (نقشهای) گوناگونی پدید می آوردند . هر یک از این گوی ها نمایندهء شماره های "یک" ، "ده" ، "صد" و... بودند . مردم "گنج دره" و "تپه آسیاب" چون به فناوری ساخت خانه دست یافته بودند ، و دیگر به زندگی در کوهستان و غار وابستگی نداشتند ، بنابراین توانستند در پیرامون سال 8000 پ.م. برای بهره برداری از آمادگی میاندورود "دجله-فرات" برای کشاورزی ، به این سرزمین مهاجرت کنند و پس از چند دهه ، کشاورزی پیشرفته تر را در میاندورود "
- ۶.۰k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط