#پرنسسشب ✨️
#پرنسسشب ✨️
#پارت_1
علامت ات+
(ویوی ات)
از خواب بیدار شدم و چشمامو ماکوندو با دستام یکم از روی تخت بلند شدم و نشستم روی تخت به اطرافم نگاه کردن
+عهه دوباره این زندگی ع/ن شروع شد.
از روی تخت بلند شدم و از اتاق زدم بیرون رفتم دست شویی وکار های لازمو کردم امدم بیرون و دوباره اون صورت ... بابامو دیدم از بابام متنفر هستم بابام از بچگی قمار میکرد وهمیشه میباخت و مامانم خرجشو میداد بابام همیشه مامانمو میزنه من نمیدونم واقعا چرا مامانم ازش تلاق نگرفته
م. رفتم سر میز صبحانه
علامت بابای ات.
.سلامت کو
م. (با غرور و حالت تمسخر گفتم)سلام
.هع نکنه دلت کتک میخواد دختری عوضیی(عصبی
م. به بابام چپ چپ نگاه کردم و از سر میز بلند شدم رفتم تو اتاقم و درو محکم بستم
#پارت_1
علامت ات+
(ویوی ات)
از خواب بیدار شدم و چشمامو ماکوندو با دستام یکم از روی تخت بلند شدم و نشستم روی تخت به اطرافم نگاه کردن
+عهه دوباره این زندگی ع/ن شروع شد.
از روی تخت بلند شدم و از اتاق زدم بیرون رفتم دست شویی وکار های لازمو کردم امدم بیرون و دوباره اون صورت ... بابامو دیدم از بابام متنفر هستم بابام از بچگی قمار میکرد وهمیشه میباخت و مامانم خرجشو میداد بابام همیشه مامانمو میزنه من نمیدونم واقعا چرا مامانم ازش تلاق نگرفته
م. رفتم سر میز صبحانه
علامت بابای ات.
.سلامت کو
م. (با غرور و حالت تمسخر گفتم)سلام
.هع نکنه دلت کتک میخواد دختری عوضیی(عصبی
م. به بابام چپ چپ نگاه کردم و از سر میز بلند شدم رفتم تو اتاقم و درو محکم بستم
- ۸۶
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط