دیگر منتظر کسی نیستم! هر که آمد ستاره از رویاهایم دزدید... هر که آمد سفیدی از کبوترانم چید... هر که آمد لبخند از لب هایم برید... منتظر کسی نیستم از سر خستگی در این ایستگاه نشسته ام...
دیدگاه ها (۲۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.