وایییی جیمین بود

وایییی جیمین بود
-بازی بد دوست داشتی دیگه شروع کنیم بیب
با هرقدمی که میومد سمتم میرفتم عقب قدم آخر برداشتم که خوردم به دیوار از سردی دیوار لرزیدم
-آخی گیر افتادی
+جیمین بریم؟
-نه بازی بد دوست دارم
خواستم حرف بزنم ک ل*اش مانع شد تا نتونم حرف بزنم همراهیش نکردم تا ل* پایینمو گاز گرفت مجبور شدم دستمو دورگردنش حلقه کردم همراهیش کردم تا نفس کم آوردیم
-اوم خوشمزن
+لبخند*
-ادامشو بریم خونه
+گوجه شدن*
-خجالت نکش دوباره مث قبل عادت میکنی
+به یه شرط برمیکردم به زندگی مشترکمون
-چه شرطی
+اینکه.....
#فیک
#وانشات
دیدگاه ها (۴)

#ما_پشت_بی_تی_اس_هستیم #جیهوپ_شادی_ما_رو_میخواد #تهیونگ_نفر_...

سوارشدم نیم ساعت بعد: رسیدیم پیاده شدم جیمین تکه داده بود به...

-قبلا اینطوری نبودی +قبلا زنت بودم الان به عنوان برده اینجام...

پارت۱۰جیمین: منم فقط به سوا گفتم اما جوابی نداد و رفت(تلفن ج...

پارت ⁶ ....... پلیس ناشناس *ویو سلین & اره رفتیم و رسیدیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط