خودت اینجایی فکرت کجاست نمی دونم

- خودت اینجایی فکرت کجاست نمی دونم
+ چیزی نیس... از دست خودم خسته شدم... نمی دونم یه اشتباه رو چندبار باید تکرار کنم تا درس بگیرم
- این جای زخم یادته؟ + وااای... بالکن خونه ی شما... هنوز مدرسه نمی رفتیم... بهت گفتم دوس دارم پرواز کنم، توام دستامو گرفتی و گفتی چشمات رو ببند تا باهم پرواز کنیم ... پریدیم پائین کف زمین جممون کردن
- آره... یادمه توام لنگه ی همین زخمو رو چونه ت داشتی... اما خیلی وقته نمی بینمش:)
+من که با یه جراحی ساده این زخمو فراموش کردم تو چرا نمی خوای فراموشش کنی:)
-نگه داشتم تا همیشه جلو چشمم باشه که یادم بمونه کاری رو که بلد نیستم انجام ندم... نگه داشتم تا هروقت می بینمش یاد اشتباهاتم بیوفتم... یاد اینکه وقتی چیزی رو دوس دارم ولی می دونم آخر عاقبت نداره ادامه ندم... حالا چه دوس داشتن پرواز باشه چه دوس داشتن آدما ... + اذیتت نمی کنه این زخم؟ - من این زخم رو انتخاب کردم... مثل تو محوش نکردم... فراموشش نکردم... تو اشتباهاتت رو فراموش می کنی،
برای همینه که مدام تکرارشون می کنی
+ نه اشتباه نکن... من اگه زخمم رو فراموش کردم برای این بود که بتونم دوباره اون حس رو تجربه کنم... من از دوس داشتنم دست نمی کشم حالا چه دوس داشتن پرواز باشه چه دوس داشتن آدما... #حسین_حائریان
#دخترونه_جدید #پروفایل #خاص #فیک #لاکچری #پیج_پروفایل
دیدگاه ها (۳)

عکس آخرتو که دیدم دلم گرفت:)همون لباسی که برات گرفته بودم تن...

+ آخرین بار کِی خودتو دوست داشتی؟- خودمو ؟؟ نمی دونم ... فقط...

من خیانت کردم!به مرد دوست داشتنی مهربانم!به چشمهای شفاف عاشق...

- حاضری؟ + آره... فقط یادت باشه اولین چیزی که درباره ی هم دی...

ای کسی که این پیام رو می خونی؛ نمی دونم کجایی؛ نمی دونم چکار...

ای کسی که این پیام رو می خونی؛ نمی دونم کجایی؛ نمی دونم چکار...

حالم از خودم بهم می خوره...چرا رفتی آخه.. چیکار کردم...نزدیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط