{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت
ورنه میمرد دلم بسکه زتو خاطره داشت

اشک من پای غم عشق تو هر شب جاری
مثل طفلی که به سر وسوسه سرسره داشت

اینکه با بغض بخندی به همه آسان نیست
بانوی قصه تو، بغض دراین حنجره داشت

دود سیگار فقط حال مرا بدتر کرد
عاشق چشم سیاه تو همش دلهره داشت

مصلحت نیست بگویم به کسی تنهایم
چشم خیسم به تماشا هوس منظره داشت

از رضا نیست سکوت منِ شبگرد خیال
این دلم غصه و اندوه که تا خرخره داشت

چنک و دندان گره از بخت بدم باز نکرد
طالع بسته من بیشتر از صد گره داشت

ای دل عاشق من زخم تو را می بوسم
یادگاری که لبم از لب تو یکسره داشت.
دیدگاه ها (۳)

اینبار تقدیم بہ خودتبہ تو....دوست داشتنی مڹبہ تو ڪہ همراهمی ...

بس که من با درد هجرانت مدارا کرده ام ،خویش را در حلقه ی عشاق...

عاقبت قصه ی من با دل تو یکسره شدسهم تنهایی من بسته ترین پنجر...

‏بوگجه مست إدیریم بیرجه خمار گوزلر اوچون..أیچیرم یار فراقیند...

32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط