{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشت
ورنه میمرد دلم بسکه زتو خاطره داشت

اشک من پای غم عشق تو هر شب جاری
مثل طفلی که به سر وسوسه سرسره داشت

اینکه با بغض بخندی به همه آسان نیست
بانوی قصه تو، بغض دراین حنجره داشت

دود سیگار فقط حال مرا بدتر کرد
عاشق چشم سیاه تو همش دلهره داشت

مصلحت نیست بگویم به کسی تنهایم
چشم خیسم به تماشا هوس منظره داشت

از رضا نیست سکوت منِ شبگرد خیال
این دلم غصه و اندوه که تا خرخره داشت

چنک و دندان گره از بخت بدم باز نکرد
طالع بسته من بیشتر از صد گره داشت

ای دل عاشق من زخم تو را می بوسم
یادگاری که لبم از لب تو یکسره داشت.
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشتورنه میمرد دلم بسکه زتو خا...

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشتورنه میمرد دلم بسکه زتو خا...

خوب شد ڪلبه ی تنهایی من پنجره داشتورنه میمرد دلم بسکه زتو خا...

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️ خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشتورنه میمر...

خوب شد کلبه ی تنهایی من پنجره داشتورنه میمرد دلم بسکه ز تو خ...

چشم های تو پر از علّت عاشق شدن استدیدنت حادثه ی جرات عاشق شد...

چشم های تو پر از علّت عاشق شدن استدیدنت حادثه ی جرات عاشق شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط