خاطره ای از شهید مدافع حرم بابک نوری
خاطره ای از شهید مدافع حرم بابک نوری
راوی : دوست شهید
رفته بودیم راهیان نور ...
موقع ای ڪه رسیدیم خوزستان،
بابڪ هرگز باڪفش راه نمیرفت،
پیاده دراون گرما... میگفت :
"وجب به وجب این خاڪ رو
شهیدان قدم زدن.
زندگی ڪردند...راه رفتند...
خون شهیدانمون دراین سرزمین ریخته شده..
و ماحق نداریم بدون وضو وباڪفش دراین سرزمین گام برداریم."
هرگز بابک در این سرزمین بدون وضو و
با ڪفش راه نرفت…
امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
راوی : دوست شهید
رفته بودیم راهیان نور ...
موقع ای ڪه رسیدیم خوزستان،
بابڪ هرگز باڪفش راه نمیرفت،
پیاده دراون گرما... میگفت :
"وجب به وجب این خاڪ رو
شهیدان قدم زدن.
زندگی ڪردند...راه رفتند...
خون شهیدانمون دراین سرزمین ریخته شده..
و ماحق نداریم بدون وضو وباڪفش دراین سرزمین گام برداریم."
هرگز بابک در این سرزمین بدون وضو و
با ڪفش راه نرفت…
امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
- ۵.۱k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط