{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکیه گاهم بودی اما

تکیه گاهم بودی اما
پایه هایت لرز داشت

مثل دیواری که خشت
اولش یک درز داشت

من برایت بادل و جان
عشق ورزی کرده ام

تو ولی گویی که چشمت
با نگاهم مرز داشت
دیدگاه ها (۱)

گیرم فراموشت کنمدر گیر و دار روزهااماچہ باقلبم ڪنم بادردهابا...

از کنار تنهایی من که رد شدیگوشهایت را بگیر ...اینجا سکوت آدم...

اینجا همه یاسنگ میفروشندیا سنگ میزنندیاسنگ می اندازندیا سنگ ...

نمیگم لعنت به کسی که تو رو ازم گرفت ؛چون اگه تو نمیخواستی بر...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

#دیدم_که_جانم_میرود 💔🥀در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط